یک بوسه که از باغ تو چینند، به چند است
پروانه ی تاراج گلت، بند به چند استخالی شدم از خویش و به خالت نرسیدم
آخر مگر این دانه ی اسپند به چند استیک نامه به نامم ننوشتی مگر آخر
کاغذ به سمرقند تو ای قند به چند استنرخ لب شهداب تو
و شعر تر من در کشور زیبایی تو، چند به چند استبا دار و ندار آمده ام پیش تو، پر کن
غم نیست که پیمانه ی سوگند به چند استوقتی که به عمری بدهی
لبگزه اییک، ده، صد و بیش است خط ساغر عشاق
تا حوصله ذوق تو خرسند به چند استدل مجمر افروخته ام بود و نگفتند کاین آتش با نور همانند به چند است
چند ارزدم آغوش تو در هرم کویری؟ چندین بغل از برف دماوند به چند است
| + نوشته شده در شنبه 28 دی1387 | ساعت1:10 | توسط لبگزه |

